رهبر معظم انقلاب : حضور پر شور مردم در ۲۲بهمن نشانه‌ای بی‌بدیل از نشاط و آمادگی ملت      رهبر معظم انقلاب: مشکلات اقتصادی به‌ویژه رکود و بیکاری باید حل شوند      رهبر معظم انقلاب: دولت میتواند با تعامل با کارشناسان و اقتصاد دانان منتقد، تولید داخلی را زنده کند        رهبر معظم انقلاب: امنیت؛ اولویت و موضوع درجه‌یک کشور/ دشمن به‌دنبال ایجاد دوقطبی در جامعه است؛ همه مراقب باشند       
تعداد بازدید: ۱۸۳
کافه‌‌ی مورد نظر ما با اینکه شکل و شمایلی نسبتاً مشابه با تمام کافه‌های شهر دارد ولی یک تفاوت عمده با بقیه‌ی آنها دارد؛ در کافه‌ی مورد نظر علاوه بر قهوه و چای و نوشیدنی، محتوا هم سرو می‌شود!
کد خبر: ۶۷۶۷۸
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۶

از کافه نادری تا کافه IT

کافه محیطی دنج و آرام برای نوشیدن قهوه، چای و گپ و گفت است،‌ محلی که از سال‌ها پیش در شهر تهران پر طرفدار بوده و پاتوقی برای جوانان، هنرمندان و روشنفکران محسوب می‌شده است،‌ اما با فراگیرتر شدن کافه‌نشینی در سال‌های اخیر هر گوشه‌ای از شهر حتی در کوچه پس کوچه‌ها هم می‌توانید یک کافه کوچک پیدا کنید.

کافه‌‌ی مورد نظر ما با اینکه شکل و شمایلی نسبتاً مشابه با تمام کافه‌های شهر دارد ولی یک تفاوت عمده با بقیه‌ی آنها دارد؛ در کافه‌ی مورد نظر علاوه بر قهوه و چای و نوشیدنی، محتوا هم سرو می‌شود! کافه‌نشینان این کافه هم اغلب برنامه‌نویسان و مهندسان IT هستند.

یک عصر زمستانی با مصطفی نقی پورفر، مدیر ارشد مرکز نوآوری و فناوری فناپ در این کافه گفتگو نشستیم و علاوه بر نوشیدن قهوه‌ از اطلاعات و تجربیات خوب این مدیر نیز بهره بردیم.

از کافه نادری تا کافه IT

لزوم شکل‌گیری و ایده به وجود آمدن کافه IT چه بود و شما در این مرکز چه اهدافی را دنبال می‌کنید؟

نقی پورفر: یکی از مشکلاتی که ما در مجموعه فناپ داشتیم این بود که تیم‌های کارآفرین آموزش‌های لازم را ندیده بودند و حتی ادبیات اولیه کسب و کار را هم نمی‌دانستند و جلسات ما برای بررسی ایده تبدیل به جلسات آموزش می‌شدند که همین موضوع باعث هدر رفتن انرژی ما می‌شد.

در این حین ما به این نتیجه رسیدیم که جلسات شناخت و بررسی ما نباید تبدیل به جلسات آموزش شود و این استارتاپ‌ها یا باید در جای دیگری آموزش می‌دیدند یا ما باید بر اساس استراتژی خود مبنی بر حمایت از کسب و کارهای نوپا آموزش آنها را بر عهده بگیریم.

بنیان‌گذاران مجموعه فناپ قبل از پایه‌گذاری این شرکت تجارب زیادی در حوزه راه‌اندازی استارتاپ‌ها داشتند ولی آن زمان یعنی هنگام راه‌اندازی مجموعه فناپ، ادبیات استارتاپی همانند امروز رواج نداشت و اصلاً بهتر است بگویم کلمه‌ای بنام استارتاپ رایج نبود.

پس از تأسیس مجموعه فناپ سعی کردیم فرهنگ استارتاپی را هم در مجموعه پایه‌گذاری کنیم و در ۸ سال اول تأسیس فناپ با تمام تیم‌های استارتاپی رفتاری را داشتیم که بانک پاسارگاد در اوایل تأسیس مجموعه با ما داشت و در همین برهه زمانی ما از تیم‌های بسیار زیادی حمایت کردیم که هم‌اکنون چند تا از آن تیم‌های استارتاپی در زیرمجموعه فناپ مشغول به فعالیت هستند.

اما ایده اصلی شکل‌گیری مرکز رشد و نوآوری در مجموعه فناپ از سال ۱۳۹۳ برای ایجاد یک زنجیره ارزش بود و از همان زمان مطالعات خود را آغاز کردیم تا بتوانیم زیرساخت‌های لازم برای ایجاد و شکل‌گیری این مرکز را فراهم کنیم.

همچنین راستای عمل به رسالت اصلی خود که حمایت از استارتاپ‌ها بود درگاهی برای ثبت ایده، طراحی و راه‌اندازی نمودیم تا استارتاپ‌ها بتوانند ایده‌های خود را ثبت کنند.

برای راه‌اندازی کافه IT از تجربیات داخلی و خارجی هم استفاده کردید؟

نقی پورفر: بله ما برای ایجاد هم‌افزایی با بازیگران داخلی و خارجی هم مذاکراتی نمودیم تا بتوانیم از تجربیات آن‌ها استفاده نماییم. با چند شتاب‌دهنده خارجی ارتباط برقرار کردیم تا بتوانیم یک کار مشترک را با آنها آغاز کنیم ولی بنا به دلایلی از جمله وجود تحریم‌ها و بسته بودن فضای همکاری این امکان فراهم نشد و به این نتیجه رسیدیم که خودمان باید دست به کار شویم و کار را شروع کنیم.

در همین راستا جلسه‌ای تشکیل دادیم و ایده‌ها را بررسی کرده تا به راهکاری جهت آموزش این تیم‌ها برسیم که بتوانند ایده‌های خود را به پختگی لازم برسانند و با جمع‌بندی‌هایی که صورت گرفت ایده کافه IT شکل گرفت و به همین سادگی و با یک احساس نیاز کافه IT برای حمایت از استارتاپ‌ها متولد شد.

چرا کافه؟ تقابل کسب و کارهای نوپا یا استارتاپ با کافه کجاست؟

نقی پورفر: در آن جلسه‌ای که داشتیم من مثال کافه نادری را زدم، همانطور که می‌دانید کافه نادری در برهه‌ای از زمان محل رفت و آمد روشنفکران بوده است. با همین هدف و ایجاد یک فضای دوستانه و تعاملی و با محوریت Open Innovation کافه IT را بنیان‌گذاری کردیم.

در رابطه با نحوه طراحی و چیدمان کافه IT و المان‌های به کار رفته آیا ایده‌پرداز داشتید یا طراحی کافه هم حاصل کار خود مجموعه فناپ است؟

نقی پورفر: پلن و طراحی کافه را هم یکی از همکاران خوش ذوق ما در مجموعه فناپ طراحی کردند. در بررسی‌هایی که داشتیم هیچ Concept مشخص و نمونه مشابهی پیدا نکردیم و طراحی را نیز خودمان انجام دادیم. در طراحی کافه هم اگر دقت کرده باشید میزهای ما چهار نفره هستند و این بدین مفهوم است که تیم‌های استارتاپی باید حداقل ۴ نفر باشند. فضای کلی کافه IT را به دو بخش کلی تقسیم کردیم که یک قسمت را به فضای کار تیمی استارتاپ ها و استفاده از امکانات کافه، مانند نوشیدن قهوه اختصاص دادیم و قسمت دیگر را برای برگزاری رویدادها و کارگاه‌های آموزشی در نظر گرفتیم.

از کافه نادری تا کافه IT

شروع کار رسمی کار کافه در چه تاریخی بود؟

نقی پورفر: در تاریخ ۲۴ دی ماه سال ۱۳۹۳ هم‌زمان با سالروز تولد مجموعه فناپ ما به صورت رسمی کافه را افتتاح نمودیم و از سال ۱۳۹۴ تا امروز با برگزاری رویدادهای منظم در حال فعالیت هستیم.

در رابطه با مباحثی مانند Block Chain، بیت کوین و ارزهای نوپدید رویدادهایی برگزار کرده‌ایم و حتی تجربه برگزاری وبینار را در کافه داشته‌ایم. بعضی از برنامه‌ها در کافه به صورت منظم و هفتگی برگزار شده که می‌توانم از کارگاه کار و خلاقیت، کارآفرینی و آینده‌پژوهی نام ببرم.

لازم به ذکر است که از انتهای سال ۱۳۹۴ مفهوم جدیدی را به عنوان مجتمع نوآوری معرفی کردیم و در این مجتمع تمام اجزاء مورد نیاز مانند کافه IT، مرکز شتابدهی تریگ آپ، برگزاری رویداد و فضای کاری اشتراکی را به عنوان یک زنجیره ارزش کامل نوآوری در کنار هم قرار دادیم.

در کافه IT چه استراتژی را دنبال می‌کنید؟

نقی پورفر: استراتژی ما در کافه IT استراتژی حمایتی است. اگر کسی بخواهد به طور رایگان موضوعی در زمینه نوآوری، فناوری و کارآفرینی را به دیگران بیاموزد، فضا و امکانات کافه IT را در اختیارش قرار داده و به تبلیغ و ترویج آن هم کمک می‌کنیم. اما اگر کسی بخواهد هزینه‌ای بابت کارگاه دریافت کند باید سهم کافه را هم بدهد، ولی ترجیح ما مدل اول است

آمار و اطلاعاتی از تعداد رویدادها یا کاربران کافه IT که از سرویس‌های شما استفاده کرده‌اند دارید؟

نقی پورفر: در حال حاضر حدود ۷ هزار نفر از خدمات کافه استفاده کرده‌اند، حدود ۲ هزار کاربر فعال داریم و در مدت فعالیت کافه بیش از ۲۵۰ سمینار و کارگاه برگزار کرده‌ایم. همچنین دو دوره پیش شتابدهی هم در اینجا برگزار شده است.

در خصوص مرکز شتابدهی مجموعه فناپ هم اشاراتی داشتید، توضیح مختصری هم از این مرکز بدهید که فکر می‌کنم با نام تریگ آپ نیز شناخته می‌شود.

نقی پورفر: اواخر سال ۱۳۹۳ ما حدود ۷۰ ایده ثبت شده داشتیم. در تاریخ ۲۵ و ۲۶ اسفند ماه ایده‌هایی که آماده داوری بودند را دعوت کردیم تا در رویدادی بنام Idea Ring شرکت کنند از میان این ۷۰ ایده ۱۵ ایده انتخاب شد و ۳ ایده برتر برای دوره شتابدهی انتخاب شدند، در حالی که ما هنوز مرکز شتابدهی نداشتیم و فقط تیمی را برای این موضوع تشکیل داده بودیم. در اوایل سال ۱۳۹۴ شروع به راه‌اندازی مرکز شتابدهی و در تیرماه سال ۱۳۹۴ مرکز شتابدهی فناپ یا همان تریگ آپ رسماً افتتاح شد و اولین چرخه را از پائیز همان سال شروع کردیم که اصطلاحاً به این دوره سیکل صفر می‌گوییم.

در چرخه اول بیش از ۱۹۰ ایده ثبت شده است که از این بین حدود ۶۰ تیم برای مصاحبه دعوت شده و از آن میان ۲۱ تیم وارد دوره پیش شتابدهی و نهایتاً ۷ تیم برای ورود به شتابدهی انتخاب شدند.

سیکل دوم از تابستان امسال شروع شده است و ۵ تیم در فرایند مشابهی برای ورود به شتابدهی انتخاب شدند که در حال حاضر در حال کار بر روی استارتاپ خود در این مرکز هستند.

در حال حاضر مهمترین معیار شما برای انتخاب ایده چیست؟

نقی پورفر: در حال حاضر برای ما مهم‌تر از ایده، تیم و افراد تشکیل دهنده آن استارتاپ هستند. همانطور که می‌دانید کار در این فضا و کسب و کارهای نوپا با چالش‌های خاصی همراه است. به همین دلیل داشتن یک تیم قوی به مراتب مهم‌تر از ایده است به هر حال ایده را می‌توان تا حدی ساخت و شکل داد.

در مرکز شتابدهی از چند بعد از تیم‌ها حمایت می‌کنید؟

نقی پورفر: در چهار بعد فنی، مالی، زیرساختی و طراحی مدل‌های کسب و کاری از آنها حمایت می‌کنیم.

شاهد این هستیم که ایده‌های استارتاپ‌ها اکثراً تکراری و همه در فضای تجارت الکترونیک هستند، نظر شما چیست؟ آیا کیفیت ایده‌ها نسبت به قبل تغییر کرده است؟

نقی پورفر: ما در این چند سال و با رشد فضای استارتاپی در کشور به چه مسائلی بیشتر توجه داشته‌ایم؟ شما از یک جوان دانشجو چه توقعی دارید؟ یکی از دلایلی که ما اقدام به برگزاری رویدادهای آینده پژوهی در کافه کردیم همین بود تا بتوانیم افق‌های جدیدی را برای جوانان باز کنیم. وقتی در کشور فضای تجارت الکترونیک بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد نتیجه چه می‌شود؟ همه به سمت تجارت الکترونیک می‌روند و نتیجه می‌شود هر ایرانی یک e-commerce و استارتاپ‌ها در این فضا گم می‌شوند.

اغلب ایده‌ها حول محور تجارت الکترونیک می‌چرخند، ذهن و فکر استارتاپ‌ها به سمت تجارت الکترونیک رفته و متاسفانه به همین دلیل کیفیت ایده‌ها و استارتاپ ها پایین آمده است. ما همواره سعی می‌کنیم با دقت خاصی ایده‌ها و تیمها را انتخاب نمائیم.

شتاب‌دهنده‌ها در این بین چه نقشی دارند؟

نقی پورفر: نقش شتابدهنده ها تسریع و تسهیل موفقیت یک استارتاپ در رسیدن به بازار است. اما باز هم متاسفانه در همین اکوسیستم برخی از افراد فکر می‌کنند ماهیت کار شتاب دهنده‌ها سوددهی سریع است و این ذهنیت کاملاً اشتباه است. در صورتی که ماهیت کار بسیار پرریسک بوده و امکان شکست هم در آن زیاد است. برخی از رفتارهای دولتی هم باعث شده این طرز تفکر اشتباه تشدید شود که البته برخی از افراد هم برای استفاده از کمک‌های دولتی به این تفکر بیشتر دامن می‌زنند و این منجر به تأسیس بی رویه شتابدهنده ها در کشور شده است.

باید توجه کنیم که قرار نیست همه کارآفرین شوند که این همه شتابدهنده نیاز باشد. در کشوری مثل اتریش تعداد بسیار محدودی شتابدهنده و صندوق سرمایه گذاری ماجراجویانه (VC) وجود دارد و یکی از همه شاخص‌تر است نه به این دلیل که بقیه سرمایه گذارها نمی‌توانند از عهده کار برآیند نه، یک شرکت در این حوزه بسیار عالی فعالیت می‌کرد رویداد برگزار می‌کرد و از تمام دنیا برای شرکت در این رویداد به اتریش سفر می‌کردند.

در ایران این طرز تفکر وجود ندارد و ما بیشتر به کمیت‌ها توجه می‌کنیم و اینکه مثلاً چندتا رویداد برگزار شده یا اینکه چند نفر در فلان رویداد شرکت کرده‌اند. مرکز شتابدهی در صورتی موفق است که استارتاپ سوددهی داشته باشد. آیا استارتاپی سراغ دارید که زیر سه سال به موفقیت برسد و بتواند سود تقسیم کند؟ فقط به دنبال قیمت گذاری بر روی استارتاپ ها بودن و عدم توجه به سوددهی استارتآپ، باعث ایجاد توهم کارآفرینی در بین جوانان می‌شود. شاید آمارها خیلی مورد توجه باشد ولی ما در فناپ به کیفیت تیمها و ایده‌ها بیشتر اهمیت می‌دهیم. در این اکوسیستم کسانی می‌توانند باقی بمانند که ارزش ایجاد کنند و بالاترین ارزش‌ها و بازگشت سرمایه در همین استارتاپ ها وجود دارد.

همین مسیر اشتباه و حمایت‌ها و تبلیغات برخی شتاب‌دهنده‌ها باعث می‌شود تعدادی از جوانان وارد این اکوسیستم شوند و سه یا چهار سال از دوران طلایی عمر خود را صرف کنند و شکست بخورند، این مسئله چه تأثیری بر روی اکوسیستم دارد؟

نقی پورفر: علاوه بر این موارد که ذکر کردید باعث هدر رفتن سرمایه ملی نیز می‌شود. متاسفانه حتی دیده شده برخی از فعالان بخش خصوصی هم وارد این مسیر غلط شده‌اند. این تب ایجاد شده که همه به سمت کارآفرینی بروند و وارد فضای استارتاپی شوند. لطمه مهم‌تر این است که جوانان از کار در این فضا دلسرد خواهند شد.

از کافه نادری تا کافه IT

راه درست و مکانیزم صحیح برای حمایت از استارتاپ ها چیست؟

نقی پورفر: اجازه بدهید با یک مثال این سؤال شما را پاسخ دهم؛ شما فضا و اکوسیستم کسب و کارهای نوپا را مانند اکوسیستم آب در نظر بگیرید. در این چرخه دریا، ابر، باد، آفتاب، رودخانه و جنگل وجود دارد. حالا تصور کنید در این بستر سد ساخته شود و جلوی آب گرفته شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

این کار باعث از بین رفتن اکوسیستم می‌شود. در این اکوسیستم آب از دریا سرچشمه می‌گیرد و به اعتقاد من این دریاها شرکت‌های بزرگ فناوری هستند که جلوی آن‌ها سد ساخته می‌شود و به‌جای اینکه فضای کسب و کار برای این شرکت‌های بزرگ مهیا و آماده شود، وارد مسیر اشتباه می‌شویم و مثلاً برای حمایت از کسب و کارهای نوپا به آن‌ها وام پرداخت می‌کنیم. آیا این کار درست است؟ یا باید به اکوسیستم کمک کنیم تا دریا داشته باشد. در ایجاد و شکل‌گیری سیلیکون ولی دولت آمریکا هیچ نقشی نداشته است. دولت به شکل‌گیری و ایجاد کسب و کارهای بزرگ کمک نموده و آن‌ها هم درآمد خود را وارد همان اکوسیستم نموده‌اند که منجر به شکل‌گیری سیلسکون ولی شده است.

حمایت باید از نقطه درستی باشد، باید فضا برای شرکت‌های بزرگ تسهیل شود نه اینکه ما به طور مستقیم از استارتاپ ها حمایت کنیم، من اسم این حمایت را حمایت پوپولیستی می‌گذارم.

اگر دولت فضای کسب و کار را برای شرکت‌های بزرگ تسهیل کند آن‌ها درآمد خود را قطعاً برای سرمایه گذاری در داخل کشور خواهند گذاشت. در نتیجه سرمایه مجدداً به چرخه بر می‌گردد و شرکت‌های بزرگ اقدام به سرمایه گذاری در شرکت‌های متوسط و کوچک می‌کنند.

به عقیده من باید از کسب و کارهای داخلی حمایت شود و این حمایت نباید جنبه شعاری داشته باشد.

شما تا الان چه مقدار در این حوزه سرمایه گذاری داشته‌اید؟

نقی پورفر: هر استارتاپ در دوره شتابدهی حدوداً برای ما ۷۰ میلیون تومان هزینه دارد و برای هر استارتاپ مبلغ ۲۵ میلیون تومان بصورت نقدی پرداخت می‌کنیم و مابقی هزینه‌ها هزینه‌های جانبی می‌باشد. در دوسال گذشته ۱۴ استارتاپ از حمایت‌های شتابدهی مرکز نوآوری استفاده کرده‌اند. البته بسیار بیش از این مبلغ نیز به عنوان سرمایه‌گذاری ماجراجویانه صرف شده است.

نظر شما در رابطه با تصویب قوانین و مقررات در حوزه کسب و کارهای نوپا چیست؟

نقی پورفر: من خواهش می‌کنم کسانی که می‌خواهند این آئین نامه و قوانین را تصویب کنند حداقل یک مرتبه از کنار یک استارتاپ رد شده باشند. کسی برای استارتاپ‌ها و فضای کارآفرینی تصمیم نگیرد که قبلاً هیچ تجربه‌ای در این حوزه نداشته است. متاسفانه آئین نامه‌ها را کسانی تنظیم می‌کنند که دور از فضای کسب و کار هستند. اگر قرار است کارگروهی تشکیل شود، باید افرادی هم که ذینفع هستند هم حاضر باشند.

آیا با تصویب قوانین و مقررات می‌توان فضای کارآفرینی و کسب و کارهای نوپا را سرو سامان داد؟

نقی پورفر: شما قانونی را سراغ دارید که تا به حال باعث رشد فضای کارآفرینی در کشور شده باشد؟ قانون ماهیتاً محدود کننده است و فقط چارچوب‌ها را مشخص می‌کند و عموماً باعث رشد اقتصادی و و افزایش کسب و کارها نمی‌شود. هرچه قوانین ساده‌تر و کمتر شود فضای کسب و کار بیشتر رونق می‌گیرد. قانون برای جلوگیری از اشتباهات و هدایت افراد به مسیرهای درست است.

به طور مثال در آمریکا crowdfunding شروع شد و نهادهای نظارتی تعیین تکلیفی برای این حوزه نکردند و این مدل از سرمایه گذاری حمایت شد تا شکوفا گردید. نقش نهاد قانون گذار، نقش نظارتی است آن هم برای جلوگیری از اشتباه در کسب و کارها. ما متأسفانه فکر می‌کنیم برای تسهیل امور باید قانون‌گذاری و آئین نامه تصویب کنیم.

در خصوص استارتاپ‌هایی که در حوزه فناوری‌های مالی فعالیت می‌کنند چطور؟

نقی پورفر: در خصوص فین‌تک‌ها نهاد نظارتی بانک مرکزی است. بانک‌های مرکزی در دنیا در برخورد با استارتاپ های فناوری‌های مالی (فین‌تک) معمولاً به عنوان یک راهنما و نهاد نظارتی عمل می‌کنند. چارچوب‌ها را در قالب چک لیست‌هایی، مشخص می‌کنند که فین تک‌ها طبق آن عمل نمایند ولی هرگز در مدل کسب و کار این شرکت‌ها دخالت نمی‌کنند و نقش کسب و کار را بازی نمی‌کنند چون اگر نهاد نظارتی وارد نقش کسب و کار شود آیا به نظر شما می‌تواند برای کسب و کارهای دیگر تصمیم بگیرد؟ در ایران هم بانک مرکزی و سایر نهادها اعم از شاپرک و ... می‌توانند به عنوان یک ناظر، فین تک‌ها را نظارت و رصد نمایند و فضا را برای کسب و کارهای نوپای فین تک تسهیل کنند. با محدود کردن و فیلتر کردن این کسب و کارها نمی‌توان به فضای موجود نظم بخشید. نظارت کردن و مراقبت کردن هزینه دارد. اگر نقش رگولاتور که باید قانون‌گذاری کند تبدیل به نقش کسب وکار شود در آن صورت شاهد پدید آمدن رانت خواهیم بود و هیچ نهادی در جای خودش قرار نمی‌گیرد.

و حرف آخر

نقی پورفر: بخش عمده‌ای از اقتدار هر کشور در میزان قدرت اقتصادی آن کشور است این مطلب را در تشدید تحریم‌ها همه بخوبی حس کردیم. امروز جنگ اصلی دیگر نظامی نیست، جنگ اقتصادی است. نبرد اقتصادی همیشه وجود داشته و بصورت پنهان و آشکار بین تمامی کشورها در جریان است، حتی کشورهایی که به ظاهر متحد سیاسی و نظامی هستند.

در حال حاضر دیگر امنیت ملی فقط با اقتدار نظامی و اطلاعاتی تعریف نمی‌شود. امنیت ملی هر کشور با میزان نفوذ اقتصاد آن کشور در کشورهای دیگر نیز رابطه مستقیمی دارد.

به منظور آمادگی برای این نبرد هر کشور بایستی ارتش اقتصادی داشته باشد که طبیعتاً دولت فرماندهی کل این ارتش اقتصادی است، شرکت‌های بزرگ ژنرالها و فرماندهان ارشد و به همین ترتیب شرکتهای متوسط، کوچک و نوپا، افسران، درجه داران و سربازان این ارتش هستند. بازارهای بالقوه و بالفعل اقتصادی هر کشور زمینی است که این ارتش بایستی از آن دفاع و در صورت امکان به گسترش آن بپردازد. دادن حتی یک وجب از این زمین به حریف بدون گرفتن معادل آن گناهی نابخشودنی ست. اتفاقی نامیمون که در دوره پادشاهی قاجار شاهد مثالهای بارز آن بوده‌ایم. دادن امتیاز تجارت انحصاری، نفت جنوب، نفت شمال، گمرکات، ... تعدادی اندکی از مثالهای این نوع خیانت است. با کمی دقت خواهیم دید که نمونه پنهان‌تری از مثالها در ۵۰ سال اخیر نیز کم نبوده است.

بیایید ببینیم چقدر برای این نبرد آماده‌ایم و چقدر از بازارهای داخلی در مقابل هجوم ارتشهای اقتصادی دیگر کشورها صیانت و دفاع کرده‌ایم. اگر به سفرهای روسای جمهور و وزرای کشورهای دیگر نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که همراهانشان اغلب از فعالان اقتصادی و صادرکنندگان آن کشورها هستند که برای نفوذ در اقتصاد کشورمان و گرفتن سهمی از بازار ما آمده‌اند. این مثال کوچکی ست که به سادگی نشان می‌دهد چقدر از این موضوع غافل بوده‌ایم.

در این نبرد اقتصادی، داشتن یک ارتش قدرتمند با ژنرالهای کارآزموده و باتجربه، افسران شجاع و مدبر و درجه داران ماهر و سربازان دوره دیده و از جان گذشته لازمه هر پیروزی ست. دولت بعنوان فرماندهی کل این ارتش اقتصادی نبایستی مستقیماً در امور مربوط به افسران، درجه داران و سربازان دخالت کند، بلکه با تسهیل گری و تدوین استراتژی و دکترین اقتصادی مناسب، اجازه دهد این سازمان و سلسله مراتب وظائف خود را به نحو احسن انجام داده و پیروزی در نبرد اقتصادی را برای کشور به ارمغان بیاورند. ژنرال‌های اقتصادی یا همان شرکتهای بزرگ هستند که وظیفه تدوین تاکتیکهای لازم و هدایت این ارتش بر اساس دکترین دولت را بعهده خواهند داشت و رابط دولت با این ارتش خواهند بود. اگر فضای کسب و کار برای شرکتهای بزرگ فراهم و تسهیل نشود کاری از بقیه ارتش اقتصادی هم برنخواهد آمد.

بنابراین از نظر اینجانب ابتدا باید از ایجاد و بقای کسب و کارهای بزرگ حمایت شده، تا این شرکت‌ها نیز بتوانند فضا را برای کسب و کارهای متوسط، کوچک و نوپا فراهم کنند. ایجاد تسهیل و مشوق‌های لازم برای ایجاد و بقای شرکتهای بزرگ در کشور به سرمایه گذاری این شرکتها در شرکتهای نوپا از طریق شتابدهنده ها و صندوقهای سرمایه گذاری کمک شایانی خواهد کرد و باعث رشد کارآفرینی خواهد شد. اتفاقی که در پدید آمدن دره سیلیکون در آمریکا و موارد مشابه در دیگر کشورها شاهد آن بوده‌ایم.

سخن آخر اینکه اگر به هر نحوی به بقای کشورمان و خودمان فکر می‌کنیم باید رویکرد خود را هرچه سریعتر تغییر دهیم و با تصمیمهای درست در این نبرد اقتصادی زمینه ساز موفقیت‌ها و اقتدار بیش از پیش کشور عزیزمان ایران در این حوزه باشیم.

گفتگو با: مریم فریدشاد و علیرضا هوشمند

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار