رهبر معظم انقلاب اسلامی:دشمن درحال استفاده از خلأهایی در برجام است که بعلت اعتماد به طرف مقابل باقی ماند      رهبر معظم انقلاب اسلامی:هر جامعه در حال حرکت به سمت پیشرفت، به‌طور طبیعی با موانع و چالش هایی مواجه است و اگر این جامعه دارای آرمانهای معنوی و ضد قدرت طلبی و ضد دنیاطلبی باشد، قطعاً موانع بیشتر خواهد بود       رهبر معظم انقلاب: مشکلات اقتصادی به‌ویژه رکود و بیکاری باید حل شوند      رهبر معظم انقلاب: دولت میتواند با تعامل با کارشناسان و اقتصاد دانان منتقد، تولید داخلی را زنده کند        رهبر معظم انقلاب: امنیت؛ اولویت و موضوع درجه‌یک کشور/ دشمن به‌دنبال ایجاد دوقطبی در جامعه است؛ همه مراقب باشند       
تعداد بازدید: ۴۱
روابط بین صورت‌های مالی معمولا در عمل کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و آثار این بی‌توجهی در عملکرد و نتایج مالی موسسات و از جمله بانک‌ها مشخص می‌شود
کد خبر: ۷۸۰۳۴
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۸
تاثیر ترازنامه بر سود و زیان بانک‌ها
به گزارش سرمدنیوز، سود و زیان حاصل تفاضل درآمدها و هزینه ها بوده ودرآمد و هزینه، منتج از ترازنامه است. در واقع ترازنامه عامل اصلی ایجاد درآمد یا تحمیل هزینه است. به همین جهت مدیریت واقعی سودو زیان، صرفا از طریق مدیریت ترازنامه امکان‌پذیر است.

همچنین ترازنامه دارای سه ویژگی است که عبارت است ازحجم ، تجزیه و ترکیب. بنابراین برای مدیریت ترازنامه باید به این سه ویژگی ترازنامه توجه کرد و آنها را کنترل کرد.‌

حجم یعنی ارزش ریالی جمع دارایی‌ها، تجزیه یعنی اینکه هر جزء از دارایی‌ها چه میزان ارزش ریالی دارد مثلا چه میزان از دارایی‌ها در بخش نقد، چه میزان طلب، چه میزان سرمایه‌گذاری و چه میزان در داراییهای ثابت صرف شده است و ترکیب یعنی چه میزان از دارایی ها متعلق به سهامداران ( حقوق صاحبان سهام) و چه میزان از دارایی ها متعلق به غیر (بدهی ها) می باشد و این بدهی‌ها چه ترکیبی دارد.

باید توجه داشت، حجم که نشان دهنده میزان دارایی‌ها است نسبت مستقیم با سود دارد بعیارتی انتظار میرود هرچه میزان دارایی ها افزایش یابد سود بانک نیز افزایش یابد هر چند با الزایش حجم الزاما افزایش سود محقق نخواهد شد اما انتظار این است که چنین شود زیرا هنگامی که بانکی حجم دارایی های خود را الزایش می دهد یعنی تسهیلات و سایر اقلام دارایی را زیاد کرده و این ازدیاد دارایی هزینه های عملیاتی و اداری دارد و اگر در قبال آن درآمد مناسب کسب نکند، صرفا کارایی را زیاد کرده و باید افزایش دارایی منتج به افزایش سودآوری شود. هرچند ذکر این نکته نیز ضروری است بانک‌ها قادر نیستند به هر میزانی که بخواهند دارایی‌های خود را افزایش دهند بلکه میزان افزایش دارایی‌ها از میزان سرمایه بانک تبعیت می کند به نحوی که بانک‌ها طبق قوانین فعلی مجازند در برابر هر یک واحد ریال سرمایه حداقل یازده و نیم واحد و حداکثر سیزده الی چهارده واحد دارایی از محل بدهی جذب نمایند که البته به این محدودیت نسبت کفایت سرمایه می‌گویند.

همچنین تجزیه یعنی حال که یک بانک دارایی بدست آورد این دارایی در چه طبقه ای و با چه بازدهی ایجاد شده است در این مبحث دارایی ها را می توان به دو دسته کلی مولد و غیر مولد طبقه بندی کرد. دارایی‌های مولد در بانکها شامل تسهیلات، سرمایه‌گذاری ها و اوراق بهادار است و دارایی‌های غیر مولد شامل نقد، اموال منقول و غیرمنقول و سایر دارایی‌ها هستند که هرچند در فرآیند عملیات مورد استفاده قرار گرفته و باعث سودآوری در بلند مدت می شوند اما مستقیما موجب درآمد نمیشوند لذا با این توضیح اجزاء دارایی نیز بعنوان یک ویژگی موثر بر سودآوری در بانک‌ها است.

ترکیب نیز سومین ویژگی ترازنامه برای تاثیر بر سود و زیان بانکها است ترکیب یعنی چه میزان از دارایی ها از محل سرمایه و چه میزان از دارایی ها از محل بدهی تامین شده و این بدهی به چه نسبتی از منابع وکالتی یا مالکیتی است. منابع وکالتی که همان سپرده های سرمایه گذاری هستند تنها درآمدی که برای بانک ایجاد می نمایند معادل نرخ حق الوکاله مربوطه که حداکثر ٣ درصد است می‌باشد.

بنابراین فروش منابع وکالتی در قالب تسهیلات یا سرمایه گذاری ها با هر نرخ بالاتری نسبت به نرخ جذب شان، درآمدی متوجه نمیکند چون این درآمد بر اساس قوانین بانکداری اسلامی متعلق به سپرده گذار است نه بانک و بانک تنها درآمدش از منابع وکالتی همان ٣ درصد است که حال باید ببینیم برای بدست آوردن این کارمزد ٣ درصدی، چه هزینه ای به بانک تحمیل می‌شود.

هزینه جذب منابع وکالتی در واقع هزینه غیرمستقیم یا غیربهره ای یا همان هزینه اداری و پرسنلی است نه هزینه سودپرداختی، زیرا سود پرداختی در واقع پرداخت علی الحساب منافع بکارگیری منابع سپرده گذاران می باشد یعنی بانک با پرداخت سود علی الحساب، درآمد بکارگیری منابع سپرده گذاران را قبل از تحقق به وی می دهد و در پایان سال با مشخص شدن منافع قطعی وجوه سپرده گذاران و مقایسه آن با مبلغ علی الحساب پرداختی، در صورت مازاد منافع بدست آمده، باید تفاوت را پرداخت کند.

با این توضیح هزینه جذب منابع وکالتی، معادل سهم هزینه های اداری و پرسنلی بابت این منابع است که بررسی انجام شده در بانک ها نشان می دهد نرخ هزینه غیرمستقیم برای عمده بانکها بیشتر از ٣ درصد تا ٧ درصد در برخی بانکها نیز می‌باشد.

با این حساب، به نظر می‌رسد جذب و فروش منابع وکالتی از حیث سود و زیانی، اگر باعث جذب درآمدهای کارمزدی دیگر نشود، صرفا باعث فعال بودن بانک و زیان میشود و صرفا هنگامی جذب و فروش منابع وکالتی منجر به سود می شود که یا نرخ هزینه های غیربهره ای به کمتر از نرخ حق الوکاله تنزل یافته، یا همزمان با جذب و فروش منابع وکالتی، خدمات دیگر بانکی را به سپرده گذاران و خریداران این منابع بفروشیم تا منجر به درآمد شود.

هرچند این ملاحظه هم وجود دارد که نمیتوان منابع جذب ننمود و باید بین این تعارضات، تعادل ایجاد نمود. اماچاره نهایی سیستم بانکی ارائه خدمات متنوع مالی و بانکی با اخذ کارمزدهای مناسب بجای خرید و فروش پول خواهد بود که قطعا بزودی باید در بانک‌ها اجرا شود و نتیجه وضعیت نامطلوب مالی تقریبا تمام بانکها، ناشی از اتکاء اساسی به جذب و فروش منابع وکالتی است.

و مادامی‌که کل شبکه بانکی بطور یکنواخت و هماهنگ اصلاح انجام ندهند، بانکی به تنهایی نمی‌تواند با تغییر الگو و عدم جذب منابع وکالتی موفق شود چون درگیر مسایل مترتب بر رقابت بین بانکی خواهد شد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار