عصر پر گویی و پر نویسی گذشت. کوتاه بگوییم، کوتاه بنویسیم. (روزنامه آسیا)       
تعداد بازدید: ۱۶۴
یک پایگاه اینترنتی خبری آمریکایی با استناد به مدارک و آمار و ارقام‌های وزارت امور خارجه و کنگره آمریکا از بودجه‌های صدها میلیون دلاری این کشور به ویژه از سال ۲۰۰۶ میلادی با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران خبر داد
کد خبر: ۸۶۳۱۳
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۳:۴۱
گزارش مینت پرس از اسناد کنگره درباره هزینه‌های صدها میلیون دلاری آمریکا علیه ایران
به گزارش سرمدنیوز، مینت پرس این را هم نوشت که دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا فقط از زمان روی کار آمدن در داخل ایران بیش از یک میلیون دلار برای ایجاد اغتشاشات هزینه کرده است.

پایگاه اینترنتی مینت پرس در گزارشی نوشت وزارت امور خارجه آمریکا تاکنون بیش از یک میلیون دلار صرف سوء استفاده از ناآرامی‌ها در ایران کرده است.

در این گزارش به قلم نافیز احمد آمده است: در پایان سال ۲۰۱۷ میلادی، ده‌ها شهر در سراسر ایران از جمله تهران - پایتخت ایران-  شاهد برگزاری اعتراضات خودجوشی بود که در سال جدید (میلادی) هم ادامه یافت. این اعتراضات نگاهها را به وخامت شرایط اقتصادی این کشور و همچنین پیشینه نقض شدید حقوق بشر از سوی رژیم ایران جلب کرد.

این اعتراضات همچنین سبب شد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در روز دوازدهم ماه ژانویه اعلام کند این «آخرین باری» خواهد بود که بر اساس توافق هسته‌ای،  تعلیق تحریم‌های هسته ‌ای آمریکا را تمدید می کند و اگر «نقص‌های فاجعه بار» این توافق بر طرف نشود، واشنگتن از آن کنار خواهد کشید.

شماری از اسناد رسمی که اخیرا منتشر شد - از گزارش تحقیقات کنگره گرفته تا گزارش‌های مربوط به کمک‌های خارجی آمریکا-  سبب ایجاد بینشی درباره رویکرد دولت ترامپ شده است. این اسناد نشان دهنده تداوم منافع آمریکا در ایجاد تغییرات سیاسی قابل توجه در ایران و قرار دادن این کشور در مدار منافع آمریکا است. این روند شامل احتمال بهره برداری از ناآرامی‌های سیاسی و دیگر بحران‌ها - از جمله بحران وخیم آب-  برای برگرداندن رویکرد افکار عمومی علیه رژیم می شود.

ناآرامی در ایران اکثرا نشأت گرفته از هم گرایی بحران‌های اکولوژیکی، انرژی و اقتصادی می شد.

وزارت امور خارجه آمریکا در پی بهره برداری از این بحران‌ها به منظور تضعیف مشروعیت رژیم از طریق تأمین مالی گروه‌های مخالف و همچنین پخش برنامه‌های ضد رژیم به بهای اختصاص" ده‌ها میلیون دلار  "در سال است.

برای مثال، یکی از اسناد مربوط به تأمین مالی وزارت امور خارجه آمریکا به طرحی اشاره دارد که از بحران فزاینده مرتبط با آب در ایران برای تشدید خشم عمومی علیه «سوء مدیریت» رژیم استفاده می کند.

اسناد دولت آمریکا نشان می دهد که از سال ۲۰۱۶  تا به امروز، دولت ترامپ دست کم بیش از یک میلیون دلار برای تأمین مالی فعالیت‌های ضد رژیم در داخل ایران هزینه کرده است.

این سیاست جدیدی نیست. اما از ۲۰۰۶، دولت‌های پی در پی در آمریکا ده‌ها میلیون دلار در سال برای تلاش‌ها در زمینه «اشاعه دموکراسی» در ایران هزینه کردند و این اقدامات را برای پیشبرد هدف دیرینه «تغییر رژیم» در این کشور انجام دادند.

بیشتر برنامه‌های  تلویزیونی که از سوی وزارت امور خارجه آمریکا تأمین مالی شدند بر تمجید از حکومت شاه در ایران متمرکز شده اند، دیکتاتور تحت حمایت آمریکا و انگلیس که در پی انقلاب سال هزار و نهصد و هفتاد و نه سرنگون شد. به نظر می رسد این تبلیغات مؤثر واقع شده اند و شمار زیادی از افرادی که در اعتراضات اخیر شرکت کرده بودند، خواستار بازگشت رضا پهلوی - پسر در تبعید شاه-  به قدرت در ایران شدند.

دو سند کنگره آمریکا که اوایل سال گذشته منتشر شد، و یک سند که درست دو ماه قبل از آغاز اعتراضات منتشر شد، سبب ایجاد بینشی در ارتباط با سیاست دولت ترامپ درباره تشدید اوضاع در ایران می شود. این اسناد در واقع گزارش‌های تحقیقاتی هستند که کنت کاتز من تحلیل گر سابق سیا و متخصص در امور ایران، عراق و کشورهای حاشیه خلیج (فارس) آن را تدوین و مرکز تحقیقات کنگره آنها را منتشر کرد.

یک سند با نام «سیاست‌های خارجی و دفاعی ایران» که تاریخ آن مربوط به ششم فوریه سال ۲۰۱۷ است، توضیح می دهد که چگونه سخنان مقامات دولت (آمریکا) برای دادن «هشدار رسمی» به ایران می تواند نشان دهنده این موضوع باشد که «دولت جدید آمریکا ممکن است قوانین آمریکا را در زمیه تعامل تغییر دهد تا این قوانین شامل استفاده از نیروی مهلک در رویدادهای آینده شوند.»

بر اساس این سند، تصمیم دولت (آمریکا) برای «دست کم حفظ - اگر نگوییم افزایش-  روابط دفاعی با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس » می تواند  «برای تلاش‌های آمریکا  به منظور مقابله با ایران حیاتی باشد.» بر اساس این سند، «دولت ترامپ به ماهیت قبلی ایران به عنوان دشمنی باز گشته است که فعالیت‌های بدخواهانه اش و آزمایشات موشکی بالستیکش باید با واکنش آمریکا مواجه شود.»

این سند هشدار می دهد تشدید فشارهای غیر مستقیم آمریکا بر ایران می تواند به فروپاشی زودهنگام توافق هسته‌ای موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) شود. در این سند آمده است: «اقدام نظامی برای مقابله با حمایت ایران از حوثی‌ها (جنبش انصارالله) یا علیه کشتی‌های ایران در خلیج (فارس) می تواند به الگوی تشدید تنش هایی منجر شود که این امر به نوبه خود می تواند سبب فروپاشی برجام شود.»

این سند همچنین بر احتمال تشدید فعالیت‌های نظامی تحت رهبری رژیم‌های حاشیه خلیج (فارس) برای مقابله با ایران  تأکید می کند. در این سند آمده است: «عواملی که می تواند سبب ایجاد تغییر در سیاست خارجی ایران شوند می توانند شامل توسعه یا نهادینه کردن ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی - متشکل از کشورهای عرب سنی-  شود که ممکن است در شکست دادن جنبش‌ها و دولت‌های تحت حمایت ایران با موفقیت همراه شود.»

یک سند دیگر کنگره به قلم کاتزمن با عنوان «ایران: سیاست، حقوق بشر، و سیاست آمریکا» است که تاریخ آن مربوط به هفدهم فوریه سال ۲۰۱۷ است. این سند ارائه کننده جزییات بیشتری در ارتباط با تلاش‌های دولت ترامپ برای تشدید فشارها بر ایران است.

در این سند تحت عنوان «گزینه‌های نظامی»، خاطرنشان شده است رئیس جمهور ترامپ همانند اوباما «گزینه‌های احتمالی نظامی را علیه ایران» بر روز میز نگه داشته است،‌ اما به صورت قابل توجهی به این گزینه نزدیک شده است.

در این سند آمده است: «دولت ترامپ موضع خود را در این باره اعلام نکرده است که آیا در پی تغییر رژیم ایران خواهد بود یا خیر، اما اعلام ماهیت ایران به عنوان دشمن آمریکا می تواند نشان دهنده این موضوع باشد که دولت (آمریکا) ممکن است از تلاش‌ها برای سرنگونی رژیم ایران حمایت کند، اگر که فرصت هایی برای این کار وجود داشته باشد.»

در این گزارش همچنین تصریح شده است در حالی که دولت آمریکا هنوز برنامه تغییر رژیم کامل را دنبال نکرده است، اما اعمال فشار برای تحریک به ایجاد تغییرات داخلی سیاسی از سوی دولت ایران، از طریق برنامه‌های اشاعه دموکراسی در حال اعمال شدن است.

در این سند آمده است بر اساس قانون کنگره، مسئولیت تأمین مالی برنامه «اشاعه دموکراسی در ایران از طریق اداره امور دموکراسی، حقوق بشر و کار و همچنین اداره امور خاور نزدیک در شراکت با آژانس توسعه آمریکا پذیرفته شده است. از برخی از این وجوه برای مبادلات فرهنگی، دیپلماسی عمومی و پخش برنامه برای ایران استفاده شده است. »

بر اساس اسناد کنگره، برنامه‌های دولت آمریکا برای «اشاعه دموکراسی» در ایران به شدت بر نفوذ از طریق اطلاعات متمرکز شده است.

این طرح‌ها شامل «خدمات پخش تلویزیونی آمریکا خاص ایران از قبیل رادیو فردا - که تحت عنوان رادیو اروپای آزادی در سال ۲۰۰۲ آغاز شد-  در شراکت با صدای آمریکا دمی شود.»

رادیو فردا که مقر آن در پراگ است بیست و چهار ساعته اقدام به پخش برنامه می کند و پنجاه و نه کارمند بیست و چهار ساعته  دارد. بودجه این رادیو تقریبا یازده میلیون دلار در سال است. این اسناد این موضوع را رد می کند که دولت آمریکا به شبکه‌های در تبعید ایرانی کمک می کند.

سخنان مقامات صدای آمریکا تأیید کننده این موضوع است که بودجه بخش فارسی آن «حدود بیست میلیون دلار در سال است.» این بخش شامل اینترنت، پخش یک ساعت برنامه رادیویی در روز و شش ساعت پخش مجدد برنامه‌های تلویزیونی در روز می شود.

در ماه اوت سال ۲۰۱۴، مقامات صدای آمریکا به بخش خدمات تحقیقاتی کنگره گفتند که یک تلاش گسترده تر برای نزدیک شدن به «جوانان و ایرانی‌های تحصیل کرده و ضد رژیم انجام گرفته است، افرادی که در پی یافتن نشانه  هایی از حمایت‌های رسمی آمریکا هستند. در حال حاضر در هر هفته از هر چهار بزرگسال ایرانی یک نفر برنامه‌های شبکه فارسی صدای آمریکا را دنبال می کند.

تلاش برای آغاز یک «قیام»

این سند همچنین تأیید می کند برنامه‌های وزارت امور خارجه آمریکا در زمینه «اشاعه دموکراسی» در ایران از سال ۲۰۰۶ افزایش یافته است و شامل تلاش برای افزایش «حضور دیپلمات‌های فارسی زبان آمریکایی در اماکن دیپلماتیکی در ارتباط با ایران تا تسهیل مشارکت ایرانی‌ها برای شرکت در برنامه‌های مرتبط با اشاعه دموکراسی در آمریکا» می شود.

اوایل آن سال، وزارت امور خارجه آمریکا دفتر خود را در امور ایران تأسیس کرد تا بتواند گروه هایی را تأمین مالی کند که می توانستند به جناح‌های مخالف در داخل ایران کمک کنند. بر اساس سند جدید کنگره، این دفتر «گفته می شود در تماس‌ها با گروه‌های در تبعید مستقر در آمریکا دخیل است.»

در یک سند سوم کنگره که کاتزمن آن را تدوین کرده و در نوامبر سال ۲۰۱۷ منتشر شد، آمده است «عوامل داخلی ایرانی می توانند سبب تغییر سیاست خارجی ایران شوند.» در این گزارش آمده است این عوامل شامل این موضوع می شود :«قیام در ایران یا رویدادی دیگر که سبب تغییر رژیم شود می تواند به تسریع در تغییرات سیاسی بیانجامد که یا از منافع آمریکا حمایت می کند یا در تضاد با سیاست‌های آمریکا باشد. کنار رفتن ناگهانی رهبر معظم می تواند سبب تغییر شدید سیاست خارجی ایران شود و این روند به رویکردهای جانشین او بستگی دارد.»

علاوه بر ده‌ها میلیون دلاری که در سال صرف حمایت از عملیات تأثیر گذاری اطلاعاتی از طریق برخی از این رسانه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی مختلف می شود، اسناد مربوط به تأمین مالی دولت آمریکا سبب ارائه اطلاعات بیشتر در ارتباط با تأمین مالی تلاش‌ها برای «اشاعه دموکراسی» طی سال‌های اخیر می شود.

اسناد آژانس توسعه آمریکا و همچنین وزارت امور خارجه آمریکا نشان می دهد که دولت ترامپ از سال ۲۰۱۶ تا سال ۲۰۱۷، یک میلیون و صد و چهل و شش هزار و صد و نود و شش دلار (۱/۱۴۶/۱۹۶)به نهادهای غیر دولتی مخالف در ایران اختصاص داده است. این وجوه از سوی وزارت امور خارجه آمریکا و از طریق «مؤسسه ملی دموکراسی» (ان ایی دی) به این نهادها اختصاص یافتند. ارقام کامل مربوط به سال ۲۰۱۷ هنوز در دسترس نیست.

این رقم  به صورت قابل توجهی فراتر از رقمی است که گفته می شود بازیگران مرتبط با روسیه در مجموع به توئیتر، فیس بوک و گوگل برای تأثیر گذاری بر انتخابات در آمریکا پرداخته اند که شامل چهارصد و چهل و هفت هزار و یکصد (۴۴۷۱۰۰)دلار می شود.

مؤسسه ملی دموکراسی نهادی غیر دولتی است که از سوی کنگره آمریکا و از طریق وزارت امور خارجه آمریکا تأمین مالی می شود. این مؤسسه در سال هزار و نهصد و هشتاد و سه (۱۹۸۳میلادی) و در اصل برای حمایت از جمبش‌های سیاسی خارجی ضد شوروی تأسیس شد.

اسناد غیر محرمانه منتشر شده از سوی کتابخانه ریاست جمهوری ریگان تأیید می کنند که ویلیام کیسی مدیر وقت سیا نقشی پیشرو در تأسیس مؤسسه ملی دموکراسی ایفا کرد و آن را راهی برای ارائه پوشش مشروع برای تأمین مالی گروه هایی می دانست که می توانند سبب تضعیف دولت‌های خارجی شوند که مخالف منافع آمریکا هستند.

تا ژانویه سال ۲۰۱۷، مؤسسه ملی دموکراسی تحت ریاست جودی شلتون قرار داشت که طی کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ در آمریکا در تیم مشاوران اقتصادی ترامپ حضور داشت.

به سبب آن که اکثر این طرح‌ها در ایران تأمین مالی می شوند، نام مؤسسه‌های غیر دولتی دریافت کننده این حمایت‌ها فاش نشده  است.

تأمین مالی برنامه‌های «اشاعه دموکراسی» دولت ترامپ بی وقفه همان سیاستی را دنبال می کند که از سوی دولت‌های پی در پی دموکرات و جمهوری خواه پیگیری می شد. دولت اوباما طی سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵، یک میلیون و هشتصد و دو هزار و پانصد و سی و هفت دلار (۱/۸۲۰/۵۳۷) برای این کار هزینه کرد.

بهره برداری از شهروندان مخالف:

اسناد مؤسسه ملی دموکراسی نشان می دهد که وجوه وزارت امور خارجه آمریکا به طرح‌های مرتبط با شماری از گروه‌های ایرانی اختصاص یافته است.

در یک سند آمده  است مأموریت این مؤسسه «تعامل با روشنفکران ایرانی در گفتگوهای عمومی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی یک ایران دموکراتیک است. یک سند دیگر به نهادینه شدن فعالیت‌های مرتبط با حقوق بشر به منظور «بهبود ارتباطات و دسترسی اطلاعات برای فعالان ایرانی» اشاره می کند.

در این سند آمده است هدف ما توسعه و  بهبود شبکه‌ای از «حقوق دانانی در ایران است که دموکراتیک فکر می کنند.» در یک طرح دیگر آمده است که هدف آن  «ترغیب شهروندان به تحت فشار قرار دادن به منظور شفافیت و پاسخ گویی بیشتر است» و در یک سند دیگر هم آمده است که دریافت کنندگان این «کمک» در ایران «سبب ظرفیت سازی شهروندان ایرانی برای نظارت بر انجام فرآیندهای سیاسی در سطح جامعه از طریق یک برنامه آموزشی متمرکز می شود.»

برای مثال، یک طرح مؤسسه ملی دموکراسی که در سال ۲۰۱۶ از سوی وزارت امور خارجه آمریکا تأمین مالی شد، در پی بهره برداری از تشدید بحران آب برای افزایش خصومت‌ها علیه دولت است. بر اساس گزارش مؤسسه ملی دموکراسی هدف این طرح «مشارکت دادن مردم در ابتکار عمل هایی است که هدف از آن پایان دادن به سوء مدیریت گسترده آب از سوی مقامات ملی و محلی است. فعالیت در این طرح‌ها سبب افزایش آگاهی جامعه مدنی و افکار عمومی در ارتباط با نقشی می شود که سوء‌ مدیریت مقامات در زمینه آب در ایجاد خشکسالی کنونی در ایران ایفا می کند. این روند همچنین سبب بکار گیری تلاش برای مطرح کردن این موضوع در فضای سیاسی عمومی می شود.»

دستگاه سیاست خارجی آمریکا از نزدیک تأثیر بحران آب در ایران را طی چند سال گذشته زیر نظر داشته است. برای مثال، در مقاله اخیر نشریه ساینتیفیک آمریکن آمده است که مطالعات و بررسی‌های کارشناسان ارشد سیاسی آمریکا از شورای آتلانتیک و مؤسسه بروکینگز تأثیر قابل توجهی بر مسیر سیاست خارجی آمریکا در سطح بلندپایه داشته است.

تحلیل گران در گفتگو با ساینتیفیک امریکن اعلام کردند در حالی که عوامل مستقیم دخیل در ورای اعتراضات شامل پایین بودن دستمزدها، بی اعتمادی فزاینده به مقامات سیاسی و فروپاشی مؤسسات مالی (که بیشتر این مسائل به سبب تحریم‌های کنونی تحت حمایت آمریکا بوده است) می شد اما محرک زیربنایی حتی شامل تأثیر تغییرات آب و هوایی نیز می شد.

ایران از دهه هزار و نهصد و نود (۱۹۹۰) چرخه تشدید خشکسالی‌های شدید را تجربه کرده است، که به صورت فزاینده‌ای از تغییرات آب و هوایی نشأت می گیرند اما این عوامل به سبب سوء مدیریت موضوع آب از سوی مقامات  تشدید شدند. این موضوع بر تولیدات کشاورزی و شرایط زندگی کشاورزان تأثیر گذاشت و سبب افزایش نرخ تقریبا بالای بیکار در میان افراد جوانان شد، حتی با آن که دولت در واکنش به مشکلات فزاینده اقتصادی، یارانه‌ها را کاهش داد. پیش بینی می شود خشکسالی در ایران به سبب تغییرات آب و هوایی تشدید شود.

در همین حال، بر اساس بودجه جدید ایران قرار است قیمت سوخت تا پنجاه درصد افزایش داشته باشد، یارانه سی میلیون ایرانی قطع خواهد شد و این در حالی است که حمایت از نهادهای مذهبی و روحانیت افزایش خواهد یافت. به عبارت دیگر، تغییرات آب و هوایی در حال وخامت مسیر اقتصادی تقریبا بی ثبات (ایران) است.

 این اسناد کنگره و وزارت امور خارجه آمریکا شواهدی واضح در ارتباط با تلاش‌های کنونی آمریکا برای بهره برداری از مشکلات داخلی ایران به منظور تضعیف رژیم از داخل ارائه می کنند.

استفاده از حقوق بشر برای پیشبرد حکومت سلطنتی:

در حالی که دولت آمریکا به طور منظم از پیشینه بسیار بد حقوق بشری ایران به عنوان مبنایی برای توجیه تلاش‌های ضد رژیم خود استفاده می کند، هم پیمانی اش با رژیم‌های سرکوبگر در حاشیه خلیج (فارس) همانند عربستان سعودی - به نام منزوی و تصعیف کردن رژیم ایران-  سبب بی اعتبار شدن این ایده می شود که سیاست آمریکا در اصل از ملاحظات بشردوستانه یا داخلی نشأت می گیرد.

منافع دیرینه آمریکا در ایران صراحتا در تحقیقات مربوط به سال هزار و نهصد و هفتاد و هفت(۱۹۷۷میلادی) ذکر شده است که مؤسسه مطالعات راهبردی کالج جنگ ارتش آمریکا آن را منتشر کرد. این تحقیق توسط دکتر رابرت قباد ایرانی تحلیل گر وقت مؤسسه مطالعات راهبردی کالج جنگ ارتش آمریکا که متخصص امور ایران بود، تدوین شده است.

در این گزارش آمده است: «در زمینه جمعیت، منابع، قلمرو و قدرت احتمالی، ایران و عربستان سعودی همچنان در کانون قدرت در منطقه خلیج فارس قرار دارند و واضح است که ایران در موضعی پیشرو قرار دارد.

اهمیت اساسی مرتبط با ایران و عربستان سعودی در ذخایر عظیم نفتی آنها و تولید نفت گسترده آنها نهفته است. منطقه خلیج (فارس) تقریبا هفتاد (۷۰)درصد از ذخایر نفتی بخش غربی  جهان را در خود جای داده است و در حال حاضر حدود سی درصد از نفت سالانه بخش غربی جهان را تأمین می کند.  تولید کنندگان اصلی شامل ایران و عربستان سعودی می شود.»

در این گزارش بر لزوم حمایت آمریکا از نوع خاصی از رهبری تحت حمایت آمریکا تأکید شده است. در این گزارش آمده است: «آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی باید درک خود را از تغییرات سریع و پیچیده بهبود بخشند که منطقه خلیج (فارس) در حال رخ دادن است. آنها باید به طور دو جانبه با ترغیب رهبرانی میانه رو، عمل گرا و روشن بین در این منطقه موافقت کنند.»

مینت پرس نوشت در این گزارش از سرنگونی محمد مصدق نخست وزیر منتخب و دموکراتیک ایران استقبال و از این موضوع اظهار تأسف شده است که دولت او بر روند «ملی کردن شرکت نفت ایران و انگلیس» نظارت کرده است. در این گزارش همچنین از «بازگشت به قدرت» شاه - که پیشتر از قدرت کنار زده شده بود-  استقبال شده است،‌ روندی که گفته می شود کودتایی هماهنگ شده بود که ام‌ای شش و سیا از آن حمایت کرده بودند.

بر اساس گزارش عفو بین الملل در سال هزار و نهصد و هفتاد و پنج(۱۹۷۵میلادی)، ایران تحت حاکمیت شاه «بالاترین نرخ اعدام در جهان را به خود اختصاص داد و نظامی معتبر از دادگاه‌های غیر نظامی در این کشور وجود ندارد و پیشینه‌ای از شکنجه بر این کشور حاکم است که فراتر از باور است.» این یک مشکل برای راهبرد آمریکا محسوب نمی شد.

در سند کالج ارتش آمریکا آمده است: «تهران و ریاض، با کمک غرب، نقشی تعیین کننده در حفظ توازن قدرت - حامی سلطنت-  در منطقه خلیج (فارس) ایفا خواهند کرد.» این سند می افزاید: «تا مادامی که این دو قدرت مهم منطقه‌ای همچنان میانه رو، حامی غرب و ضد کمونیست باقی بمانند، توازن قدرت در منطقه خلیج (فارس) نیز به نفع غرب باقی خواهد ماند.

این رویکرد آمریکا دو سال بعد و در پی انقلاب سال هزار و نهصد و هفتاد و نه به شدت تغییر یافت.

در بررسی‌های پنتاگون که در اواخر سال ۲۰۱۷ منتشر شد، اذعان شده است که دلیل واقعی خصومت آمریکا در قبال «نیروهای انقلابی» از قبیل ایران یا کره شمالی ارتباط کمی با تهدید برای غرب دارد و بیشتر به این موضوع مربوط می شود که آنها «نه محصول نظم معاصر هستند و نه از نظم معاصر خشنودند.»

مشکل اصلی این است که آنها مانع از توسعه طلبی‌های آمریکا می شوند.

در این سند آمده است: «در کمترین سطح ممکن، آنها قصد دارند مانع از نفوذ نظم تحت رهبری آمریکا به حیطه نفوذ خود شوند. آنها همچنین مصمم هستند این نظم را با نظمی محلی و حاکمیتی جدید که از سوی خود آنها دیکته می شود، جایگزین کنند.»

اما تمایل به سوی راه حل‌های غیر دموکراتیک پایان نیافته است. در اوایل سال ۲۰۱۷، رضا پهلوی پسر شاه ایران در شبکه صدای آمریکا و رادیو فردا حضور یافت و از ایده «تغییر صلح آمیز رژیم» از طریق اعتراض و نا فرمانی مدنی حمایت کرد.

در برنامه‌های این شبکه‌های تلویزیونی حامی غرب انتقاد کمی از سرکوب‌ها و بی عدالتی‌ها شد و در عوض آنها تمرکز خود را بر تمجید اغراق آمیز از گذشته‌ای با شکوه معطوف کردند.

پهلوی پیشتر با ارسال نامه‌ای به ترامپ به او به سبب پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبریک گفت.

در اعتراضات اخیر، شمار زیادی از معترضان در سراسر ایران شعارهایی در حمایت از شاه سر دادند و خواستار بازگشت حکومت سلطنتی شدند. شعارهای آنها شامل «رضا شاه در آرامش بخواب»، «با شرکت در انقلاب چه اشتباهی کردیم»، و «شاه را برگردانید»، می شد.

مسیر پیش رو:

دولت ترامپ رویکردی را در قبال ایران اتخاذ کرده است که به نظر می رسد به منظور توجیه یک راهبرد نظامی تر با هدف تضعیف و در نهایت سرنگونی رژیم کنونی، طراحی شده است. به نظر می رسد تلاش برای توجیه لغو توافق هسته‌ای ایران عنصر اصلی این راهبرد را تشکیل می دهد.

اما این رویکرد تنها سبب تشدید تنش ها، ترغیب ایران به سرکوب ظالمانه فعالان دموکراسی در داخل و گروه‌های مخالف به این بهانه می شود که آنها از سوی آمریکا تأمین مالی شده اند. این رویکرد همچنین سبب بی ثباتی یک منطقه تقریبا بی ثبات می شود و ما را به یک رویارویی هسته‌ای نزدیک تر می کند.

همچنان به نظر نمی رسد که دولت آمریکا از این موضوع درس گرفته باشد که دموکراسی را نمی توان از خارج تحمیل کرد.

اگر رویکرد سیاست خارجی آمریکا با تغییرات قابل توجهی همراه نشود، دیگر کشورها - با اتکا به ایده حفاظت از خود در مقابل وخامت سریع شرایط امنیتی در سطح بین المللی -  می توانند از روابط خود با آمریکا به عنوان یک اهرم استفاده کنند.

ایران نتوانست این موضوع را درک کند که تلاش‌های به شدت سخت گیرانه اش برای سرکوب افکار عمومی و احساسات مشروع ضد رژیم در داخل تنها سبب تشدید این نارضایتی‌ها می شود.

از سوی دیگر، ایران همچنین نتوانست تأثیر همگرایی بحران‌های اقتصادی، انرژی و محیط زیستی را در داخل درک و آنها را مدیریت کند.

جنبش جامعه مدنی داخلی ایران به نوبه خود باید از این موضوع آگاه باشد که نیروهای خارجی - که اهداف ژئوپلتیکی شان می تواند سبب بی ثباتی کل خاورمیانه شود -  فعالانه در حال بهره برداری از مخالفت مشروع با اقدامات استبدادی رژیم هستند.

البته موضوع مهم این است که در حالی که دولت آمریکا به همراه برخی از ناقضان حقوق بشر و کشورهای غیر دموکراتیک در منطقه، در حال دنبال کردن دستورالعمل‌های ضد ایرانی خود است، ‌به نظر می رسد رژیم‌های ترامپ و ایران هر روز بیش از پیش به یکدیگر شبیه می شوند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار