عصر پر گویی و پر نویسی گذشت. کوتاه بگوییم، کوتاه بنویسیم. (روزنامه آسیا)       
تعداد بازدید: ۴۳
پرهیز از دوقطبی سازی سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی و اجتماعی، موضوعی است که رهبر انقلاب بارها درباره آن به عموم جامعه به ویژه اهالی سیاست هشدار داده و درباره عواقب آن بسیار سخن گفته اند. تداوم شرایط تنش در بستر دو قطبی های کاذب تمرکز مسوولان را از رسیدگی به امور اصلی منحرف می کند و کشور را آماج نفاق خواهد کرد
کد خبر: ۹۰۶۴۷
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۸
پاشنه آشیل منافع ملی
به گزارش سرمدنیوز، «أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» آیه مصحفی شریف است که پایه ایدوئولوژیک سیاست ورزی در جمهوری اسلامی قلمداد می شود. بنیانگذار جمهوری اسلامی در عمل به آن هرچه فریاد بود بر سر آمریکا روا داشت و پس از ایشان نیز رهبر انقلاب در برهه های مختلف همه ارکان، رسانه ها و جریان های سیاسی رقیب را از تاختن به مسوولان نظام انذار می دهند.

رهبری به مناسبت های مختلف درباره ایجاد دو قطبی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه و هجمه به مسوولان دولت جمهوری اسلامی به بهانه آن دو قطبی ها هشدار داده اند. ایشان در دولت های مختلف حامی رییس جمهوری وقت بوده و بر ضرورت وحدت و یکصدایی در داخل بارها تاکید کرده اند. چنین رویکرد در حالی توصیه دین، شیوه بنیانگذار نظام و مشی رهبری است که برخی مدعیان پیروی از این سه اصل، بی توجه به آن، در مسیر ایجاد انواع دو قطبی حتی چند گام از دشمنان قسم خورده ایران نیز پیشتر هستند. به بهانه های مختلف و متنوع به «خودی» های نظام می تازند در حالی که «بیگانگان» از این هجمه بیشترین نفع را می برند.

برجام را شاید بتوان متاخرترین بهانه ایجاد دو قطبی در جامعه دانست. این میان اجماع نظام و تایید رهبری به عنوان کلید آغاز پروسه مذاکرات و امضای توافق هسته ای، «اظهرمن الشمس» است که نادیده گرفتن آن از همان ابتدا در دستور کار منتقدان دولت قرار داشته و کانون تمرکز در دوره ای بر «خسارت باری» برجام و در دوران پساخروج آمریکا، سرزنش و هجمه علیه رییس جمهوری و تیم دیپلماسی بوده است.

این در حالی است که به اعتراف بسیاری تحلیلگران داخلی و خارجی و شواهد ملموس در کشور، برجام سند صلح طلبی ایرانیان و خنثی کننده بسیاری از نقشه های جنگ محور منطقه ای و فرامنطقه ای است. در هیاهوی شعار علیه مسوولان دولت یازدهم این اصل نباید قربانی بد عهدی آمریکا و کینه ورزی رقبای سیاسی قرار گرفته و بهانه ای برای انشقاق در جامعه ایران باشد.

**منتقدان برجام، از حامیان تا مقصران تحریم

در دوران جدید و پس از خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران، مخالفان برجام را می توان در سه گروه عمده جای داد. گروه نخست در مخالفت با برجام سابقون هستند و سابقه مخالف خوانی آن ها با مذاکره و توافق هسته ای به عمر دولت حجت الاسلام «حسن روحانی» هم در دور نخست و هم در دور دوم می رسد. گروه دوم و سوم اما به تازگی به این کارزار وارد شده اند.

حامیان پیشین مذاکره همان گروه دوم هستند که اکنون با سخت تر شدن میدان مقابله با زیاده خواهی های آمریکا شانه از مسوولیت خالی کرده اند و به دنبال مقصری هستند که تمام کاستی ها را از زمان قرارداد ترکمانچای تا امروز بر عهده او گذارند و دولت را در این پیچ سخت تنها رها کنند. این نوع سیاست ورزی در قرنی که سیاسیون تمام و کمال مسوولیت تک تک سخنان و رفتار خود و حتی اطرافیان خود را می پذیرند، به دور منطق کنش سیاسی و اصل جوانمردی مورد تاکید دین است. گروه سوم اما طلبکارانی هستند که خود با اتخاذ تصمیمات نادرست تحمل فشار تحریم ها و هراس جنگ را به مردم بدهکار هستند و با «من نبودم او بود» این بدهکاری تسویه و اشتباهات گذشته آن ها از حافظه مردم ایران زدوده نخواهد شد.

**برجام و زیان های دوقطبی سازی

نقطه مشترک فعالیت انتقادی سه گروه فوق ایجاد دو فرقه برجامی و نابرجامی است و نتیجه این رویکرد دو قطبی برجام. همان خطری که رهبر انقلاب بارها درباره آن هشدار دادند. گروه ها و افرادی در کشور تلاش می کنند میان طرفداران و منتقدان برجام شکاف ایجاد کنند، با سرزنش دولت در حوزه های مختلف ابتکارعمل را از رییس جمهوری بگیرند و تمرکز دستگاه اجرایی را از مسائل اصلی و ابرچالش های کشور دور کنند.

گرچه اعضای کابینه اول و دوم تدبیر و امید نشان داده اند که در برابر چنین هجمه هایی چندان آشفته نمی شوند اما چنین شیوه ای در هر صورت تاثیر مخرب خود را بر وزرا و مسوولان دولت خواهد داشت. این رویکرد مخرب در حالی از سوی برخی پیگیری می شود که دغدغه های اقتصادی و معیشتی مردم اکنون درصدر چالش های کشور قرار دارد، بحران خشکسالی به موضوع جدی و خطرآفرین در ایران بدل شده و «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا بار دیگر بر طبل ایران هراسی و زیاده خواهی می کوبد. با دوقطبی برجامی، بخشی از انرژی و زمان مسوولان دستگاه اجرایی صرف اقناع افکار عمومی خواهد شد که در پی زیرسوال بردن برجام با ناامیدی پرسش هایی را طرح می کنند. این ناامیدی در همه ارکان زندگی اجتماعی ایرانیان نفوذ خواهد کرد و ناامیدی از تدبیر دولت می تواند بنیان های اعتماد مردم به حاکمیت را تضعیف کند.

از دیگر سو برای عبور از چالش های زیست محیطی و بحران های اجتماعی در کشور گام نخست، اولویت قرار دادن این چالش ها و بحران ها از سوی تمام اعضای جامعه است. زمانی می توان به حل معضل کم آبی ایران امید داشت که همه جریان های سیاسی و تریبون های رسمی و غیررسمی به جای پرداختن به حاشیه ها، این معضلات را در صدر فهرست دغدغه های خود قرار دهند. نخستین دستگاه مسوول در حل این معضلات دستگاه اجرایی است و تا زمانی که همدلی قوا و جریان ها با این نهاد عملی نشود نمی توان به موفقیت دولت امید داشت. این میان شکست دولت، شکست ایران و مردم خواهد بود و این نکته میان تسویه حساب های سیاسی مغفول مانده است. تنوع و تکثر موضع درباره برجام، مسیر دولت در مقابله به زیاده خواهی های آمریکا را از مدار منطق و تدبیر دور خواهد کرد و دشمن طماع را در اختلاف آفرینی حریص تر. ترامپ و رفقای منطقه ای او بیش از هر زمان دیگری چشم به اختلافات داخلی دوخته اند تا از رهگذر آن ایران را تضعیف کنند.

**آنچه بدان نیازمندیم

هنوز یک سال و چند ماه از رای اعتماد دوباره مردم به روحانی نگذشته است که منتقدان و مخالفان دولت در مناسب های مختلف به وزرا و معاونانش هجمه می برند، برجام را نقطه فصل جریان های سیاسی معرفی می کنند و از آنکه با ماست و آنکه با برجام است سخن می گویند. شیوه فرسوده ای که امتحان خود را در عمر چهل ساله جمهوری اسلامی پس داده و منافع ملی را متضرر ساخته است. حال که رهبری و عقلای جریان های سیاسی خط مشی خود را در اتحاد و حمایت از دولت می دانند، تندروها برخی جریان ها هم نیازمند اجماع زیر چتر این اتحاد هستند. هجمه به دولت به صرف بدعهدی آمریکا و دوقطبی سازی علیه برجام، نقشه راه پیشرفت نیست، شاید این رفتار در کوتاه مدت، بتواند تا حدی تسکین بخش، بخشی از شکست های سیاسی جریان های رقیب باشد اما در درازمدت انشقاق داخلی را در پی خواهد داشت که نتیجه آن تضعیف منافع ملی خواهد بود. آنچه همه ایران در مقطع کنونی به آن نیازمند است اتحاد زیر تک قطب منافع ملی و پرهیز از دوگانه سازی های باب میل دشمنان است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها