درد ما نبود تنظیمگری و نظارت است نه فقط نرخ ارز . در پست معاونت بانک مرکزی رزومه و پستهای متعدد کافی نیست و باید افراد منصوبشده را با خروجی و عملکرد واقعی سنجید، نه صرفاً عناوین و مقالات.
بانک مرکزی کجاست؟
همتی، دست پاچه آمد
بعد از فجایع بانک مرکزی در زمینه نظارت، ریال و ارز در زمان تسلط مدیران ستاد اجرایی که منجر به وقایع اخیر شده است، همتی با دست خالی و دست پاچه آمد تا شر آنها را کم کند. اگر چه مدتی برای آمادگی و گزینش همکاران خود وقت داشت، اما، سرپرست تعیین میکند نه مدیر دایم! آنهم از همکاران وزارت اقتصادی خود که سه نکته از آن آشکار است: اول، هنوز شناختی نسبت به آنها ندارد یا در شکست او شریک بودهاند. دوم، برای جایگاهی که سرپست آن شدهاند، مناسب نیستند و این یکی کاملا درست است. سوم، هنوز اجازه نگرفته است انتخابات خود را نصب کند.
از بین دو انتصاب او، به وحید ماجد برای سرپرست معاونت سیاستگذاری پولی و عباس مراد پور برای سرپرست معاونت تنظیمگری و نظارت نگاهی کوتاه میکنیم تا یک ماه بعد ببینیم چه کاری کردهاند و غیر از رزومهای که حاکی از اشغال مقامات مختلف و مقالات مختلف است، آیا کار دیگری هم از آنان برآمده است یا خیر؟
ماجد، طبق رزومهای که روابط خصوصی بانک مرکزی در سایت خود ذکر کرده است: پیش از این، معاون سیاستگذاری و راهبری اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی، دبیر شورای ملی تامین مالی تولید و زیرساخت، عضویت در هیات عامل و معاونت فنی صندوق بیمه همگانی حوادث طبیعی ساختمان، عضو اصلی کمیته بهبود محیط کسب و کار موضوع ماده ۱۴ قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار و… بوده است.
جالب است که در تمام موارد بالا، کارنامهی آن دستگاه، ضایع و افتضاح بوده است. مثلا محیط کسب و کار نه تنها بهبود نداشته، …. ماجد در این دستگاهها تامالاختیار نبوده که تمام مشکلات را ناشی از حضور او بدانیم، اما حضور در این تعداد دستگاه بیخاصیت، خالی از اشکال نیست. در آینده اگر ماندگار شد، به دنبال کارهای موفق او خواهیم رفت.
فعلا به موارد علمی که برای ماجد ذکر شده احترام گذاشته و منتظر ثمر بخشی این همه درس خواندن میمانیم و پیگری میکنیم.
نکته مهم درباره پستی که ماجد سرپرست آن شده این است که حتی اگر مناسب هم بود، کسی به او اجازهی سیاستگذاری پولی در بانک مرکزی را نمیدهد. این سیاست، توسط رهبری، سپاه پاسداران، عناصر دیگر نظامی، جمع آوری ارز از بازار داخلی، سیاست خارجی و تورم اصلیِ ناشی از آن، آقا زادهها، مافیای نظام و دهها عامل دیگر تعیین میشود و او فقط نقش انجام مواردی را بر عهده دارد که در بانک مرکزی هستند. گاهی یاد بابک زنجانی میافتم.
مرادپور، مانند گوشت قربانی بین دستگاههای مختلف به گردش در آمده است. تبدیل شده به محلل مقامات دولت پزشکیان. فعلا سرپرست میشود تا رییس اصلی، اجازه ورود یابد.
مرادپور در وزرات اقتصاد هم کارهای نبود. در بانک مرکزی، سرپرست معاونتی شده که همهی دزدیها و خلافهای بانکهای ایران در آن جا است و با انواعی از جرمها روبرو است. معاونت تنظیم گری و نظارت، جای جوانان کار نادیده و بی تجربه نیست. مانند قبلی که برای کارآموزی آمده بود. کسی میخواهد که بتواند حریف گرگها و روباهها شود و خودش مارها خورده و افعی باشد. مراد پور مرد این میدان نیست، مگر اینکه اصلا و اولا قرار نباشد که تنظیمگری یا نظارت کند. اگر قرار باشد طبق اوامر عمل کند، مرد خوبی است و همین را باید همتی منصوب کند.
رییس کل بانک مرکزی باید فردی از داخل نظامِ با تجربه بانکی با اهلیت کافی از بین السابقون نظارت و بازرسی انتخاب کند. فردی که سوابق کاری مثبت داشته باشد. اشغال پستهای ریز و کلان، بدون کارهای مثبت، سوابق منفی است.
اما مشکل همتی اینست که بعد از سیاست بازی، کمی هم باید کار انجام دهد. این جاست که با مرادپور به مشکل برخورد میکند، چون بی تجریه و بدون شرایط احراز مقام آمده است.
در انتهای این تحلیل امیدواریم همتی بداند که برای چه کاری آمده. تک نرخی کردن ارز، احتیاج به حضور او نداشت.
برچسب ها :انتصابات بانک مرکزی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 22 در انتظار بررسی : 21 انتشار یافته : ۱