سلام
اجازه میخوام تا راه های در آمد این قبیل شرکتها را بیشتر بشکافیم
۱- چون این قبیل شرکتها معتقد هستند در فروش کالا به فروش بیشتر فروشنده ها کمک میکنند پس تخفیفی از قیمت فروش کالا یا حتی خدمات از فروشندگان دریافت میشود که نصیب این قبیل شرکتها میشود ( حال اگر قیمت کالا یا خدمات را با بازار کنترل کنند متوجه قیمت واقعی کالا میشوند که چه میزان گرانتر خریده اند بهر حال فروشنده ها هم زرنگ هستن همه این هزینه را روی قیمت کالا میکشند )
۲- هنگام فروش کالا توسط فروشنده نیاز به صدور فاکتور فروش است مبلغ ۱۰٪ مالیات ارزش افزوده روی بهای کالا برای مصرف کننده به قیمت کالا اضافه میشود ( که رقم تسهیلات مجموع این دو قلم است )
۳- زمانیکه این قبیل شرکتها فروش اقساطی را انجام میدهند شامل مبلغ کالا یا خدمات باضافه مالیات بر ارزش افزوده میشود قیمت نهایی ( یا تسهیلات این قبیل شرکتها ) باضافه x%کارمزد ماهانه سهم این قبیل شرکتها است ( قسط پرداختی کارمزد مثلا ۸٪ ماهانه به تعداد اقساط ماهانه ) باضافه ۱۰٪ مالیات ارزش افزوده بازاء کارمزد هر قسط
توسط تسهیلات گیرنده بموجب فاکتور کارمزد صادر میشود
۴- این قبیل شرکتها پول فروشنده را مثلا ۱۵ یا ۱۶ هر ماه تصفیه میکنند ( معمولا این روز ها هم توافقی بین سی روز ماه تعیین میشود ) از رسوب پول یعنی جمع آوری قسط هم به ترتیبی بعنوان نقدینگی سود میبرند
نمیدانم خوب توضیح دادم یاخیر
اما واقعیت است
۵- جالب است که این قبیل شرکتها از کیف پول هم استفاده میکنند یعنی وام گیرنده و فروشنده کالا هر دو کیف الکترونیکی پول این قبیل شرکتها را هم نصب میکنند
بنا بر این وجوه میان دارندگان کیف های الکترونیکی پول هم برای خرید کالا و خدمات هم قابل بهره برداری است که این هم گردش خود را دارد و رسوب پول برای این قبیل شرکتها
😩 خاطره جالبی هم دارم که یکی از این شرکتها ۱۰۵٪ در آمد مشترک با بانک بعبارت بهتر با شرکت وابسته به بانک در آمد داشته
❌ این قبیل شرکتها چون مطابق قانون مالیات نمیتوانند سود ( یا بهره ) چون صورتهای مالی آنها رد میشود
پس در قالب کارمزد خدمات میچاپند و صدور فاکتور باضافه مالیات ارزش افزوده که سه ماه به سه ماه تصفیه میشود این منابع مالی را برایشان تولید میکند
خانه از پای بست ویران است
هزینههای پنهان بانک
شروع انحراف در فروش اقساطی شرکتها از کجا است؟ بانکها چه تاثیری دارند؟ نظر شرکتها چیست؟
از یک نظر، دو نوع وام دهی خرد، توسط شرکتهای لِندتک، به مردم عادی برای فروش اقساطی داریم:
نوع اول، با تامین منابع توسط بانک صورت میگیرد. به عبارتی دیگر، شرکت یا پلتفرم وام دهی و فروش اقساطی، ابتدا با یک بانک، قراردادی امضا کرده و مقدار وام میگیرد. سپس این وام را با توجه به بدحسابی وام گیرنده، هزینهها، سود منصفانه و حداکثر تا سقف تعیین شده توسط مراجع کشوری مانند بانک مرکزی، در اختیار مردم قرار میدهد. شرکتهای مذکور در مقالات ما، این سقفها را رعایت نکردهاند! هیچ ناظری هم متعرض آنان نشده است!
مطابق مقررات بانک مرکزی تا انتهای سال ۱۴۰۴، حداکثر نرخ سود هر نوع وام و تسهیلات ۲۳ درصد است. به مقاله – سقف نرخ مصوب سود سپرده و تسهیلات بانکی تا ۱۴۰۴ – یا https://sarmadnews.com/?p=496 مراجعه نمایید.
نوع دوم، الان بخر، بعد پرداخت کن یا BNPL است که معمولا با استفاده از منابع فروشنده و قرارداد با فروشندهای مانند افق کورش، جامبو، نوین چرم و مانند آنها انجام میشود. این نوع فروش اقساطی، بهترین و ارزانترین نوع خود است که فعلا چندان استفاده نمیشود. نرخ سود در این نوع، از صفر تا حداکثر ۵ درصد در ۴ قسط واقعی میتواند باشد.
اولین نقطهیِ شروعِ انحراف و گران فروشی در شرکتهای فروش اقساطی، با وام گیری از بانک شروع میشود. بانک وام دهنده، حداقل دو افزایش درآمد یا سود یا هزینههای پنهان، بیش از مقررات و محدودیتهایی که بانک مرکزی برایش قرار داده است، به شرکت یا پلتفرم تحمیل میکند. (هیچ شرکتی تا کنون اظهار رضایت از افزایش نکرده است. کمترین دلیل این است که نمیخواهد وام را گران نماید)
۱- نکول (نپرداختن وام) را که تاکنون، بانک خودش به عهده میگرفته و از درآمد خود میپرداخته، بر عهده شرکت قرار میدهد. این میزان از نیم تا چند درصد میتواند متغیر باشد. بستگی دارد که شرکتها چگونه با مشتری توافق نمایند و ضامن و وثیقه اخذ کنند. به عبارت دیگر، سود وام و تسهیلات اعطایی به این شرکتها، خیلی بهتر از موارد عادی و مقرری بانک مرکزی برای بانکها میشود. خوش بحالشان اگر حلال باشد.
۲- با قراردادی جداگانه و با ذکر دلایلی پیچشی، درصد یا مبلغی را بیش از سودِ مصوب بانک مرکزی بر شرکت تحمیل میکنند. سقف این مورد بستگی به قدرت چانه زنی شرکت و انصاف بانکداری شرکتی هر بانک دارد. تا ۱۰ درصد هم شنیده شده است. اگر در مواردی بیشتر شده باشد، بعید نیست.
بنابراین، شروع انحراف و گران فروشیِ وام، با بانک وام دهنده به شرکتها است. اگر این موضوع تصحیح و مطابق مقررات بانک مرکزی و قانون انجام شود، پانزده درصد از نرخ سود اجحافی به مردم کسر میگردد.
با این تفاصیل، میتوان گفت که نرخ سود وام بانکی برای شرکتهای فروش اقساطی، حدود ۳۵ درصد تمام شده است. همین موضوع است که مورد انتقاد شرکتها است و معتقدند که هزینه وام برایشان بسیار بیش از مقداری است که بانکها عنوان میکنند. آنها به هزینههای پنهانی که بانکها برایشان مهیا کردهاند، اشاره دارند.
اما گران فروشی به این نقطه ختم نمیشود.
شرکتها معمولا وام فروش اقساطی را با نرخ ۵۵ درصد به بالا به مردم ارایه میدهند. بنابراین حداقل ۲۰ درصد برای خودشان بر میدارند!؟ این مقدار سود، واقعا بی انصافی و بی مروتی است. هزینهیِ بانکها که معمولا حقالوکاله نامیده میشود، کمتر از ۲ درصد است. بدیهی است که هزینه شرکتها بیش از بانکها نیست. با این تفاسیر، شرکتها کارمزد یا سود ناجوانمردانهای از مردم فقیر و مفلوک میگیرند.
بنابراین اولین منشا انحراف، بانک وام دهنده است و با گران فروشی شرکت ادامه پیدا میکند.
اکنون نوبت نهادهای نظارتی و بالادست است که روال قانونی و منطقی را به بانکها و شرکتهای متخلف برگردانند و حقوق از دست رفته مردم را از کسانی که باعث آن شدهاند بستانند.
لطفا سایر مقالات مربوط را در اخبار مرتبط دنبال نمایید.
برچسب ها :پرداخت اعتباری شرکتی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
تنها راه مبارزه با این بی انصافی ها و دزدی های علنی بایکوت کردن آنهاست. یک سال فقط یک سال همه را بایکوت کنید.
من که نشنیدم قشر ضعیف سراغ این پلتفرم های بی انصاف بروند …. قشر ضعیف و حتی متوسط که کمی عقل هم داشته باشند با هر چه دارند سر میکنند یا دست دوم می خرند یا قرض و قوله !!!
خرید تلویزون و فرش و یخچال و موبایل با سود ۵۵ درصدی حماقت محض است … تا حرف هم میزنی یه عده میگن خوب مردم چیکار کنن اخه؟ دلشون به همین چیزها خوش؟؟؟این دلخوشی نیست منفعت شخصی را به خیر عمومی ترجیج دادن است.
ظاهرا دندان این مردم را دولت بانک ها لندتک ها خودروسازان….و بقیه خوب شمرده اند.
توصیه میکنم کتاب فقر احمق میکنداثر سندهیل…. را دوستان بخوانند.
هزینه واقعی این اعتبارها—چه در لایه بانک و چه در لایه شرکت—برای مصرفکننده نهایی شفاف و قابلمقایسه نیست. پیشنهاد میکنم برای روشن شدن موضوع، یک نمونه واقعی از خرید اقساطی بررسی شود؛ مثلاً یک کالای مشخص با قیمت نقدی معین و تعداد اقساط ثابت و همه هزینهها (کارمزدها، بیمهها، جریمه دیرکرد و…) بهصورت یکجا محاسبه و اعلام شود تا مبلغ کل پرداختی و محاسبه نرخ واقعی بهدست آید و امکان مقایسه فراهم شود


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 6 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۶