نه جنگ، نه صلح، بدبختی مکرر

چه وقتی آمریکا (ناتو) به ایران حمله می‌کند؟ الان یا کی؟

بازی آمریکا با ایران، احتیاج به عجله ندارد. چند ماه آینده به "نه جنگ، نه صلح" می‌انجامد تا آمریکا و جایگزین رژیم ایران تعیین شوند یا صلحی خفت بار، ته مانده‌یِ ۵۰ سال انقلاب اسلامی را بر باد دهد
کد خبر : 664
تاریخ انتشار : دوشنبه 20 بهمن 1404 - 11:40
موشک فتاح

موشک فتاح

در حال حاضر، قوی‌ترین تمایل کنونی آمریکا برای جمهوری اسلامی ایران، تغییر رژیم یا غنی سازی صفر درصد، تقلیل برد موشک به ۵۰۰ هزار متر و قطع میلیادها دلار کمک مالی (از سفره مردم فقیر ایران) به محور مقاومت است.

 

اگر جمهوری اسلامی فقط تقلیل برد موشک را بپذیرد که برایش خفت زیادی به همراه دارد و کمتر از سقوط نیست، کاملا تحت سلطه اسراییل و آمریکا قرار می‌گیرد و علاوه بر تحویل فضا و دریای کشور به اسراییل و آمریکا، توان بازدارندگی خود را در برابر تمام همسایگان از دست می‌دهد. در این حالت، اسراییل می‌تواند هر نقطه کشور و هر پنجره‌ای و ساختمانی در ایران را در هر ساعتی نابود کند و ایران نمی‌تواند هیچ عکس‌العملی انجام دهد. بنابراین حالات دوم محتمل نیست و فقط حالت اول برای آمریکا باقی می‌ماند.

 

تنها مشکل و ترس اسراییل از ایران، حتی بمب اتمی نیست. برد موشک‌های مخرب و بازدارندگی آنها است. هر خسارتی که اسراییل به ایران وارد کند، خسارتی هم ایران به اسراییل وارد خواهد کرد. مانند آمریکا و روسیه که بمب‌های اتمی خود را به سوی دیگری نشانه رفته‌اند. بمب اتمی به اسراییل هم کمک نکرد تا ایران به او حمله نکند.

 

با فرض تغییر رژیم کنونی ایران، عمق اقدام نظامی آمریکا، کارهایی مانند ترور سردار سلیمانی یا جنگ ۱۲ روزه نیست. آمریکا به دنبال ساقط کردن جمهوری اسلامی است.

 

علت اصلی حمله نکردن آمریکا به ایران، آماده نبودن برای جنگ طولانی به دلیل آماده نبودن لجستیک، مهمات و نیروی لازم با توجه به عکس‌العمل موشکی ایران و حملات ریز و انتحاری است.

 

پایگاه‌های آمریکا در دنیا از آمادگی کامل نظامی و دفاعی برخوردارند و در زیر زمین قرار دارند. اصابت هر نوع موشکی به آنها، مانند اصابت موشک‌های ایران به پایگاه عین‌الاسد است که چند ساختمان گول زننده را تخریب می‌کند.

 

مشکل اصلی آمریکا، به دلیل استفاده نکردن از نیروی زمینی که حداقل به ۲۰ لشکر نیاز است و مانند کویت و عراق نمی‌تواند باشد، تثبیت پیروزی هوایی و به دست گرفتن حکومت است.

 

برای این کار دو حالت محتمل است:

حالت اول برتری زمینی با نیروی زمینی یا نیروی داخل ایران که هر دو حالت تقریبا نا ممکن است. اگر چه برای استفاده از نیروی داخلی در حال برنامه ریزی است.
حالت دوم به زانو در آوردن ایران مانند ژاپن در جنگ جهانی دوم با تخریب نقاطی از ایران است که زندگی را برای سران و دولت، ناممکن نماید. طراحی حمله و نقاط لازم، هنوز تکمیل نشده و آمریکا نمی‌خواهد بیهوده و با عجله اقدام کند.

 

این نقشه کشی نظامی، با توجه به عمق و اهمیت آن، ماه‌ها به طول خواهد انجامید.

 

علاوه بر این، تبلیغات و زمینه سازی لازم برای این حمله و انجام معاملات لازم با کشورهای عرب منطقه، روسیه، چین و … در حال انجام و تکمیل شدن است. و در تکمیل این‌ها، نیروهای مقاومت و نیابتی را هم بی‌اثر و حذف خواهند کرد. ایران می‌ماند و کشور مخروبه‌یِ ۵۰ ساله‌اش که فساد و قاچاق تا مغز استخوان نظامش رسوخ کرده است.

 

مهمترین نکته این است که ترامپ، سه سال برای این کارها وقت دارد. و اگر برای دوره بعدی هم جمهوری خواهان پیروز شوند، یازده سال وقت خواهند داشت.

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 4 در انتظار بررسی : 2 انتشار یافته : ۲
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آرزو سه شنبه , ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۷

چه با جنگ چه بدون جنگ هسته ی سخت قدرت ساقط خواهد شد، که اصلا اهمیتی ندارد … ایران ویران میشود.
امروز روزی است که نظام باید صلاح ایران و مردم را در نظر بگیرید و کنار بکشد و با برگزاری یک رفراندم آزاد اجازه ی دخالت خارجی ندهد
که به نظر غیر ممکن است. 🥹🥹🥹

ادیتور ۱ سه شنبه , ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۲۹

​تحلیل تنگناهای استراتژیک ایران در نبرد احتمالی

​با فرض حمله دوگانه آمریکا- اسراییل، ایران به دلیل ماهیت جغرافیایی و تفاوت در توانمندی‌های تکنولوژیک، در موقعیت «دفاعی» قرار می‌گیرد. این جایگاه، فارغ از قدرت بازدارندگی ایران، حامل ریسک‌های زیر است:

​۱. مهاجم زمان، مکان و شدت حمله را تعیین می‌کند. ایران ناگزیر است منابع محدود خود را در مرزهای گسترده پخش کند که منجر به استهلاک نیرو و هزینه‌های گزاف نگهداری در وضعیت هشدار دائمی می‌شود.

​۲. آمریکا با اتکا به برتری هوایی، تلاش خواهد کرد در اولین موج حمله، شبکه راداری، فرماندهی و کنترل و آشیانه‌های موشکی را فلج کند. قرار گرفتن در مقام «ضربه دوم»، توان پاسخگویی را به میزان موفقیت پدافند در دقایق اولیه وابسته می‌کند.
​۳. جغرافیای ایران صحنه اصلی نبرد خواهد بود. این یعنی حتی در صورت پیروزی نظامی، زیرساخت‌های توسعه‌ای کشور که طی دهه‌ها ساخته شده‌اند، با تخریب گسترده روبرو خواهند شد.
​۴. پیشرفته‌ترین سامانه‌ها نیز در برابر حملات موجی پهپادها و موشک‌های کروز همزمان با اخلال الکترونیک، دارای سقف رهگیری مشخصی هستند و خطر عبور پرتابه‌ها از لایه‌های دفاعی همواره وجود دارد.
​۵. تاسیسات حیاتی مرزی-دریایی، اهدافی ثابت و در دسترس هستند. فلج شدن صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی، «پشت جبهه» را با بحران تامین معیشت و سوخت مواجه می‌کند.
​۶. ایران ابزار لازم برای انتقال جنگ به خاک اصلی ایالات متحده را ندارد؛ در حالی که تمام نقاط ایران در تیررس پایگاه‌های محیطی و ناوگان دریایی آمریکا قرار دارد.
​۷. حمله به پایگاه‌های میزبان آمریکا در خلیج فارس، شمشیر دولبه ای است که می‌تواند کشورهای عربی را از وضعیت «بی‌طرفی منفعل» به «دشمنان فعال» تبدیل کرده و محاصره جغرافیایی ایران را کامل کند.
​۸. ورود نیروی هوایی اسرائیل به درگیری، فشار بر پدافند هوایی را دوچندان کرده و تمرکز لایه‌های دفاعی را از جنوب به مرکز و غرب کشور منحرف می‌کند.
​۹. همزمان با درگیری خارجی، گروه‌های شبه‌نظامی واگرا و هسته‌های عملیاتی سرویس‌های جاسوسی در جداره‌های مرزی، ممکن است با ایجاد ناامنی داخلی، تمرکز نیروهای مسلح را از جبهه اصلی منحرف کنند.
​۱۰.نیروی هوایی و دریایی کلاسیک ایران (ارتش) با تجهیزات نسل‌های گذشته فعالیت می‌کنند. در یک جنگ طولانی، کمبود قطعات یدکی و تکنولوژی جایگزین در برابر ماشین جنگی نوسازی شده آمریکا، یک بن‌بست لجستیکی ایجاد می‌کند.
​۱۱.آمریکا و اسرائیل توانایی بالایی در مختل کردن شبکه‌های ارتباطی، برق و اینترنت دارند. قطع ارتباط بین فرماندهی مرکزی و واحدهای عملیاتی می‌تواند منجر به فروپاشی هماهنگی در دفاع موزاییکی شود.
​۱۲. پایش ۲۴ ساعته ماهواره‌ای دشمن، حرکت یگان‌های موشکی و جابجایی نیروهای ایران را شفاف می‌کند؛ این موضوع «عنصر غافلگیری» را که رکن اصلی استراتژی ایران است، به شدت تهدید می‌کند.
​۱۳.در صورت جنگ تمام‌عیار، محور مقاومت در لبنان، عراق و یمن نیز تحت فشار سنگین قرار می‌گیرند. اگر این بازوهای منطقه‌ای زودتر از موعد فلج شوند، عمق راهبردی ایران کاهش یافته و جنگ به داخل مرزها محدود می‌شود.
​۱۴. آغاز درگیری می‌تواند منجر به فعال شدن مکانیسم‌های بین‌المللی (مانند مکانیسم ماشه) و انسداد کامل باقی‌مانده منافذ مالی کشور شود که تامین هزینه‌های هنگفت یک جنگ مدرن را غیرممکن می‌سازد.
به گمانم بس بعید است اتاق جنگ جمهوری اسلامی، نسبت به این تنگناها و کمبودهای کلان‌ نااگاه و بی تفاوت باشد.‌ به همین دلیل دستور کار استراتژیک اصولا باید بر مبنای  گفتگو و تفاهم باشد.  
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k